حسن مرسلوند
19
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
كشيده تيغ دو ابرو ز بهر كشتن من * ندا كند كه بدانيد عيد قربان است به گوشهء لب او جا گرفته هندويى * شكرفروش در آن مملكت فراوان است خداى را صنما ظلم و جور تا كى و چند * براين ستمزده كاو مبتلا به هجران است نماى رحم به بلبل كه در فراق تو گل * ز شام تا به سحر از غمت در افغان است در استبداد صغير به دستور محمد عليشاه به استرآباد ( گرگان فعلى ) تبعيد شد و در آن شهر دوستانى يافت . سرانجام در آخرين سفر خود به گرگان ، در آنجا بيمار شد ؛ معالجات سودى نبخشيد و در عصر روز چهارشنبه 10 مرداد 1318 خورشيدى وفات يافت و در امامزاده عبد الله به خاك سپرده شد . سيد على نقى امين در تاريخ فوت وى چنين سروده است : سيد حسن به نام و امين شهرتش به دهر * چون او نزاد مادر ايام يك اديب تاريخ فوت او ز خرد خواستم بگفت * آور تو پاى جان و بگو « انه غريب » 1318 م : مجلهء وحيد ، سال سوم - دورهء سيزدهم .